محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3947

تاريخ الطبرى ( فارسي )

خلافت عمر بن عبد العزيز در اين سال عمر بن عبد العزيز بن مروان به خلافت رسيد سخن از اينكه چرا سليمان ، عمر بن عبد العزيز را به خلافت رسانيد ؟ هيثم بن واقد گويد : عمر بن عبد العزيز به روز جمعه ده روز رفته از صفر سال نود و نهم در دابق به خلافت رسيد . سهيل بن ابى سهيل گويد : شنيدم كه رجاء بن حبوه مىگفت : « به روز جمعه سليمان بن عبد الملك جامه هايى از حرير سبز پوشيد و در آيينه نظر كرد و گفت : به خدا من شاه جوانم » گويد : پس از آن براى نماز برون شد و نماز جمعه را با مردم بكرد ، هنوز باز نگشته بود كه تب كرد و چون سنگين شد و در مكتوبى كه نوشت يكى از فرزندانش را جانشين خود كرد كه نوجوانى نابالغ بود . گفتمش : « اى امير مؤمنان چه مىكنى ؟ از جمله چيزها كه خليفه را در قبرش محفوظ مىدارد اين است كه مرد شايسته اى را به خلافت مسلمانان گمارد . » گفت : « از خدا خير مىجويم و در اين كار مىنگرم ، هنوز مصمم نشده‌ام » گويد : يك روز يا دو روز مكث كرد سپس مكتوب را پاره كرد و مرا پيش خواند و گفت : « دربارهء داود پسرم چه راى دارى ؟ » گفتمش : « وى غايب است و به قسطنطنيه است و نمىدانى زنده است يا مرده . » گفت : « پس نظر تو به كيست ؟ »